محمد مهدى ملايرى

8

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

ايرانشهر آن روز را مىساخته‌اند و اين كتاب از تاريخ و فرهنگ آنها سخن مىگويد به نام‌هاى امروزشان خوانده شوند مىبايستى نام بسيارى از دولتها و سرزمين‌هائى كه امروز در همسايگى ايران هستند و هم‌چنين برخى از جمهورىهاى تازه استقلال‌يافته آسياى ميانه را ذكر كرد . ولى چون زبان اين كتاب زبان تاريخ است از اين‌رو از همهء اين كشورها به همان نام فراگيرى ياد خواهد شد كه در آن روزگار بدان نام خوانده مىشدند . يعنى ايرانشهر با تقسيمات كشورى آن روز و نامهاى آنها چنان كه عراق هم به همان نامى خوانده مىشود كه بيان‌كنندهء موقع سياسى آن در تقسيمات كشورى همان سرزمين فراگير يعنى ايرانشهر بوده است . و به همين مناسبت اين مطلب هم بايد گفته شود كه آن دوران تاريخى كه از اين سرزمين در اين كتاب موضوع سخن است تنها همان دوران انتقال يعنى دو سه قرنى است كه از اواخر عهد ساسانى تا اوائل عصر اسلامى را دربر مىگيرد ، هر چند ممكن است در مواردى براى توضيح بيشتر مطلبى دامنهء سخن به كمى پيش يا پس از اين دوران هم كشيده شود . و آنچه را هم كه در اين مورد نمىتوان بىتوجه از آن گذشت آن ذوق و هنرى است كه آن مردم در نام‌گذارىهاى خود براى مركز حكومت خويش و مناطق مختلف آن به كار برده‌اند . ناميدن اين مركز به نام زيبا و پرمعنى دل ايرانشهر يعنى جائى كه براى همه اجزاء آن كشور بزرگ چه دور و چه نزديك به يك‌سان بتپد و پيوند استوار و هم‌بستگى يك‌سان همهء آنها را به اين مركز برساند گذشته از ذوق و هنر از عقل و درايتى هم در آيين كشوردارى حكايت دارد كه درخور تأمل است . و ناميدن استانها و مناطق مختلف اين سرزمين هم به نامهائى كه شادى و نشاط از آنها مىتراود خبر از مردمى مىدهد كه جهان و زندگى را با ديدى ديگر مىنگريسته‌اند . با اين مقدمات دور از حقيقت نخواهد بود اگر گفته شود كه اين دوران با ويژگيهائى كه از لحاظ همبستگى و آبادى و رفاه و سرافرازى داشته براى همهء مردمان ساكن اين مرزوبوم يعنى كشور پهناور ايران‌شهر از دوره‌هاى خوب